۷ نکته در انتخاب نام فرزند

انتخاب نام فرزند، نام دختر و نام پسر

انتخاب نام فرزند، نام دختر و نام پسر

نام یکی از عوامل موثر در برندسازی شخصی است. اگر برای انتخاب نام فرزند، نامی به ذهنتان نمی رسد، ابتدا باید با کمک دیگران نام های زیادی را جمع آوری نمایید و سپس از بین آنها بهترینشان را برگزینید. اما کدام نام بهترین است؟ برای ارزیابی نام ها می توانید از هفت نکته زیر بهره ببرید.

یک: نگارش با حروف لاتین

زمانی که پدر و مادرهای ما برایمان اسم انتخاب می کردند نمی دانستند که روزی ما با این اسامی می خواهیم ایمیل ساخته و یا در شبکه های اجتماعی عضو شویم. ما هم نمی دانیم ۲۰ سال دیگر فرزندانمان از اسمشان چه استفاده های دیگری خواهند کرد، اما لااقل می توانیم شرایط امروز را در نظر گرفته و نامی برایشان برگزینیم که با حروف لاتین فقط به یک صورت تایپ شود. به عنوان مثال Hamid از این لحاظ اسم مناسبی است.

دو: همخوانی با “خانم” یا “آقا”

برخی نام ها طوری هستند که فقط می توان قبل از آنها از “آقا” استفاده کرد. برخی نیز به گونه ای اند که “آقا” را باید بعد از آنها به کار برد. نام هایی هم وجود دارند که با “آقا” تناسب پیدا نمی کنند، چه قبلشان باشد و چه بعدشان. در بهترین حالت باید نام را طوری انتخاب کرد که آقا را بتوان در پس و پیش آن به کار برد. بنابراین نام مورد نظر خود را با “آقا” یا “خانم” و واژه های مشابه مورد آزمایش قرار دهید.

سه: نام دو بخشی

بعضی نام ها بر خلاف ظاهر کوتاهی که دارند، تعداد بخش های زیادی داشته و نام های طولانی محسوب می شوند. برخی نام ها نیز به لحاظ ترکیب حروف و تلفظ سختی که دارند در جامعه به اشکال ساده تری تلفظ می گردند. به عنوان مثال محمد و ابراهیم نام هایی سه بخشی هستند که متاسفانه ممد و اِبی تلفظ می شوند؛ تلفظ ناقص نام نوعی بی احترامی محسوب می شود اما حقیقتی است که در جامعه وجود دارد، پس نمی توانیم آن را نادیده بگیریم.

استفاده از نام های تک بخشی در برخی کشورهای دنیا رواج دارد؛ نام هایی چون جک، مت، جو، جان اما در کشور ما کوتاهترین نام ها دو بخشی اند. نام هایی چون حمید، شهاب، عسل، سارا و لیلا. پیشنهاد می شود صرفا از نام های دو بخشی در نام گذاری فرزندتان بهره ببرید.

چهار: تناسب با نام خانوادگی

همیشه امکان هماهنگ کردن نام و نام خانوادگی نیست اما تا حد ممکن است بهتر است به این مساله نیز توجه شود. شما می توانید با یک یا چند حرف مشترک بین نام و نام خانوادگی هماهنگی آوایی ایجاد کنید. ممکن است حروف مشترک صدادار و یا بی صدا باشند. به عنوان مثال حرف های “د” و “ر” در “داریوش ارجمند” و صدای “ایـ” نیز در “علی دایی” تکرار شده است.

همچنین می توانید نام و فامیل را در کنار هم نوشته و یا تایپ نمایید و سپس هماهنگی ظاهری آنها را بررسی کنید. برای مثال به نحوه نگارش نام “حامد بهداد” توجه فرمایید.

پنج: الگوبرداری

برخی نام ها می توانند در شکل گیری شخصیت افراد موثر باشند. به عنوان مثال کسی که نامش علی است در دوران تحصیل نسبت به داستان زندگی امام علی(ع) حساسیت بیشتری داشته و آن را بهتر حفظ می کند. ممکن است بر همین اساس سعی نماید که از امام علی(ع) در زندگی الگو برداری کند. داستان زندگی صاحب اصلی یک نام می تواند بر روی افراد تاثیر گذار باشد. شخصی که آرش نام دارد، ممکن است نسبت به دیگران عشق و علاقه ای دو چندان به ایران داشته و آمادگی بیشتری برای نثار جان در مسیر وطن پرستی داشته باشد. چرا که احتمالا با داستان زندگی آرش بزرگ شده و دوست دارد آرش دیگری از خود بسازد. البته این تاثیرات حتمی نبوده و در مورد همه صدق نمی کند.

شش: تصمیم بلند مدت

به نظر می رسد برخی نامهای پراستفاده ی ملی و مذهبی هرگز قدیمی نشوند اما اکثر نامها چنین ویژگی ای ندارند. نامی که برای کودکان متولد شده ی ۲۰ سال پیش مناسب بوده است، ممکن است برای کودکان امروزی مناسب نباشد. در نام گذاری فرزند باید به شرایط روز جامعه نگاه کنیم تا نام مورد انتخاب برای زندگی فردای فرزندمان نیز مناسب باشد. فراموش نکنیم که فرزند ما می خواهد تا ۱۲۰ سال دیگر با این نام زندگی کند.
برخی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها با اسامی قدیمی مانوس تر بوده و ممکن است اصرار بر نامی داشته باشند که مناسب شرایط روز جامعه نباشد، بهتر است با رعایت احترام آنها را متقاعد کرده و در انتخاب نام از مشورت جوان تر ها بیشتر بهره مند شویم.
ممکن است بگویید شروین نام خیلی خوبی است اما چون همسایه مان سه ماه پیش این نام را برای پسرش انتخاب کرده از این نام می گذرم تا فکر نکنند تقلید کرده ایم؛ چنین تفکری صحیح نیست، مسائل کوتاه مدت و حاشیه ای را در تصمیم مهم نام گذاری در نظر نگیرید.

هفت: قابل پذیرش بودن

برخی نام ها تکراری هستند و در مقابل برخی آنقدر استفاده نشده اند که وقتی نظر دیگران را در موردش می پرسیم در ابتدا قادر به تلفظ صحیح آن نیز نبوده و می خواهند یک بار دیگر نام را تکرار کنیم. گاهی ما در مسیر پیدا کردن نام های خیلی خاص و غیرتکراری آنقدر زیاده روی می کنیم که حاصل تلاشمان دستیابی به نام هایی است که از دید دیگران عجیب و مسخره به نظر می رسند. کاری نکنید که نام فرزند شما بیش از حد جلب توجه کند، طوری که وقتی به مدرسه رفته همکلاسی هایش نام او را مسخره کنند. در متمایز بودن نام می بایست حد اعتدال را رعایت کرد. از دیگر عیوب نام های ناشناخته آن است که گاهی نمی توان فهمید که نام دخترانه است یا پسرانه.

به نظر شما چه معیارهای دیگری در انتخاب نام فرزند وجود دارد؟

برندسازی شخصی دکتر روحانی با کلید بنفش

برندسازی شخصی دکتر روحانی با رنگ بنفش و کلید

برندسازی شخصی دکتر روحانی با رنگ بنفش و کلید دوست عزیزی با ارسال نظر پرسیده اند: آقای توکلی، من یک خبری خواندم در مورد تجربه موفق در برندسازی سیاسی، اینکه دکتر آشنا تونستن با طرح کلید و رنگ بنفش در موفقیت دکتر روحانی در انتخابات سهیم بشن.
سوالی که دارم اینه که چطور میشه از این مساله درس گرفت و ازش در برند سازی الگوبرداری کرد؟

حمید توکلی: نامزدهای ریاست جمهوری به طور معمول افرادی میانسال هستند. به همین جهت میانسالان و بزرگسالان آنها را بیشتر شناخته و مسئولیت های سابقشان را به خاطر می آورند تا جایی که بسیاری از آنها همان زمانی که ترکیب نامزدها مشخص می شود، نامزد مطلوب را برگزیده و کمتر تحت تاثیر فعالیت های انتخاباتی قرار میگیرند. اما جوانان شناخت زیادی از نامزدها نداشته و ناچارند برای انتخاب صحیح به تحقیق روی آورند. به همین علت نامزدهای محترم در تبلیغات انتخاباتی بر جوانان تمرکز می کنند. چرا که آنها انعطاف پذیری بیشتری در انتخاب داشته و حتی احتمال دارد بسته به شرایط موجود تا پیش از رای دادن چند بار نامزد مورد انتخابشان را تغییر دهند. همینطور به نظر می رسد که جوانان نسبت به میانسالان بیشتر تحت تاثیر شعارها و برنامه ها قرار دارند چون نگاه آنها به سمت آینده است اما میانسالان بیشتر به گذشته نامزدها تکیه کرده و به شعارها و برنامه ها اعتماد کمتری دارند. به طور معمول طرح هایی چون انتخاب رنگ برای جلب نظر جوانان طراحی و اجرا می شوند.

انتخاب رنگ دو مزیت عمده برای دکتر روحانی ایجاد کرد:
۱برندسازی شخصی دکتر روحانی. نمایش میزان احتمال رای آوری: زمانی که فردی برای خرید لپ تاپ اقدام می کند، به راحتی می تواند از میان برندهای موجود یکی را انتخاب کرده و خریدش را انجام دهد اما انتخاب رئیس جمهور یک انتخاب جمعی است؛ یعنی افراد می دانند که نامزد مورد نظر آنها الزاما رئیس جمهور نشده و کسی رئیس جمهور می شود که مورد نظر اکثریت مردم باشد. به همین علت در انتخابات ریاست جمهوری، مردم با جدیت بیشتری تلاش می کنند که آرای سایرین را به سمت نامزد مورد نظر خود جلب نمایند، همچنین بسیار مایلند که از روی شواهد مختلف نتایج انتخابات را پیش بینی کرده و طوری رای دهند که به اصطلاح رای شان نسوزد. در نتیجه گاهی اشخاص از آنجاییکه پیش بینی می کنند نامزد مطلوبشان فرصت ناچیزی برای پیروزی دارد، از میان دو یا سه نفری که احتمال پیروزی بیشتری دارند یکی را انتخاب می کنند. بنابراین اینکه نامزدها تلاش کنند از طریق راههای مختلف به مردم نشان دهند احتمال پیروزی آنها بسیار زیاد است در نتایج انتخابات تاثیر چشمگیری خواهد داشت. یکی از این راهها انتخاب رنگ مشخص است، با این ابزار آنها می توانند احتمال بالای رای آوری خود را به نمایش بگذارند.

۲رنگ در برندسازی شخصی. توصیه ی کلامی بدون کلام: هرچند مردم دوست دارند که سایرین را به سمت نامزد مطلوبشان بکشانند اما با محدودیت هایی در این زمینه مواجه اند، مثلا برخی به علت آنکه نمی خواهند وارد بحث و جدل شوند از توصیه ی نامزد مورد نظرشان صرف نظر می کنند. اما افرادی که هیچ ترسی از شروع گفتگو با دیگران و بحث در مورد انتخابات ندارند نیز با محدودیت هایی رو به رو هستند، چراکه ممکن است نامزد مورد نظر را صرفا به دوستان و اهل فامیل توصیه کنند. استفاده از رنگ به عنوان ابزاری برای انتقال پیام این امکان را به همه ی افراد می دهد که به راحتی بدون آنکه حتی سخنی به زبان بیاورند به دیگران در مورد نامزد مورد نظر توصیه نمایند. آنها با لباس رنگی شان در خیابان ها قدم می زنند، در ساعاتی که فعالیت های تبلیغاتی ممنوع است نیز همان لباس را بر تن داشته و با همان لباس به پای صندوق های رای می روند.

میزان اثربخشی کلید و رنگ بنفش چقدر بوده است؟
روحانی، هاشمی رفسنجانی و خاتمیوقتی یک نامزد به عنوان یک برند شخصی مورد انتخاب قرار گرفته و پیروز می شود بسیار مهم است که بدانیم نه یک عامل بلکه مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داده و زمینه ساز پیروزی شده اند. زمانی میتوان میزان اثربخشی کلید و رنگ بنفش در پیروزی دکتر روحانی را بهتر ارزیابی کرد که در کنار سایر عوامل پیروزی قرار بگیرد. به طور معمول آن عاملی موثرتر است که دست نیافتنی تر باشد. همه ی نامزدهای محترم ریاست جمهوری می توانستند صاحب کلید و یا چیزی مثل آن باشند، همه ی این عزیزان می توانستند از رنگ بنفش یا رنگ دیگری استفاده کنند و استفاده از این دو عامل برای آنها بسیار ساده و دست یافتنی بود؛ اما آیا همه ی آنها می توانستند حمایت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام خاتمی را جلب نمایند؟

اینگونه طرح ها اثربخش هستند اما نباید فراموش کنیم که مهمترین عامل پیروزی دکتر روحانی، طرز تفکر، بیانات و نحوه ی عملکرد ایشان از ابتدای عمر تا انتخابات است. این کلیدی ترین عامل پیروزی هر رئیس جمهور می باشد. ساده به نظر می رسد اما این همان عاملی است که زمینه ساز دست یابی به عوامل دست نیافتنی تر است.

دکتر روحانی و هاشمی رفسنجانیدر نهایت اگر می خواهیم از پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری درسی گرفته و از آن در برندسازی بهره ببریم بهترین کار این است که ببینیم ایشان از ابتدای عمر تا امروز چگونه فکر کرده و چگونه عمل کرده اند. اشتباه است اگر برای بررسی عوامل پیروزی فقط به اتفاقات دو ماه قبل از انتخابات فکر کنیم. هیچ پیروزی ای یک شبه اتفاق نمی افتد. شاید اگر از خود ایشان سوال شود که مهمترین عامل پیروزی شما چه بوده است، بگویند نحوه ی تربیت بنده در دوران کودکی مهمترین عامل پیروزی ام در تمام مراحل زندگی بوده است.

مطالعه بفرمایید:

برندسازی شخصی مدیر برند جی ۵ با کتاب

برندسازی شخصی و جی 5

جی ۵ برندی ایرانی است که در زمینه “یادگیری همیشگی” فعالیت دارد، مدیر برند جی ۵، مهدی مالکی نژاد علاوه بر مدیریت این برند به نویسندگی نیز پرداخته و اخیرا کتابی در مورد راه های مبارزه با اهمال کاری منتشر کرده است؛ این نویسنده در انتشار کتاب مواردی را اجرا نموده که در مسیر برندسازی شخصی به او کمک خواهند کرد.


برندسازی شخصی و کتاب مواظب پرتقال هایت باشنزدیک شدن به خوانندگان:
در صفحه بندی کتاب “مواظب پرتقال هایت باش” قسمتی برای حاشیه نویسی در نظر گرفته شده است، مهدی مالکی نژاد در حاشیه هر درس، به بیان اتفاقاتی می پردازد که در زمان نوشتن همان درس برایش روی داده است، نویسنده با این کار، خوانندگان کتاب را به جزئیات زندگی شخصی اش وارد نموده و خودش را انسانی هم ردیف خواننده ترسیم می کند، درست مثل دوستی است که خودش مشکل اهمال کاری را بسیار تجربه کرده و با کمک اساتید بزرگ دنیا برای حل آن تلاش نموده است، و حالا دارد کاربردی ترین راه حل هایش را برای دوستانش بازگو می کند.

حاشیه ها از متن اصلی جدا شده اند تا شما در مورد مطالعه آنها حق انتخاب داشته و اگر تمایل نداشتید آنها را نخوانید، اما اگر حاشیه ها را نیز درس به درس مطالعه کرده و جلو بروید هم درک بهتری از موضوع پیدا نموده و هم آنکه احساس می کنید برند مهدی مالکی نژاد تا حد زیادی در ذهن شما شکل گرفته است.

برندسازی شخصی و جی 5تصویر نویسنده: تصویری از مهدی مالکی نژاد بر روی جلد کتاب نقش بسته است، البته این کار تازه ای نیست و نویسندگان زیادی بارها و بارها دست به چنین اقدامی زده اند، به عنوان مثال کتاب های برایان تریسی در ایران همیشه با تصویر این نویسنده بر روی جلد، توجه افراد را جلب می نمایند. تصویری که مهدی مالکی نژاد برای جلد انتخاب کرده، همان تصویری است که بارها در تبلیغات برند جی ۵ مورد بهره برداری قرار گرفته است، بنابراین برای علاقمندان به جی۵ کاملا شناخته شده است.

نویسنده هایی که از تصویر خود در روی جلد یا پشت کتاب استفاده می کنند، شانس بیشتری برای ماندگاری در ذهن خواهند داشت، به خصوص برای خوانندگانی که در به خاطرسپاری اسم ها با مشکل روبرو بوده اما تصاویر را به خوبی در ذهنشان ذخیره می کنند. استفاده از تصویر برای برندسازی شخصی درست مثل آن است که برای برندسازی از لوگو بهره ببریم.

برندسازی شخصی و نویسنده کتابنوآوری نویسنده: در انتهای هر درس از این کتاب، از  شما خواسته شده است که به آن نمره ای از ۱ تا ۱۰ بدهید، این کار نویسنده را قادر می سازد تا نسبت به نقاط قوت و ضعف کتابش اطلاعات خوبی به دست آورده و پیش از نگارش کتاب های بعدی شناخت عمیق تری از خوانندگان داشته باشد؛ مهدی مالکی نژاد با درج آدرس سایت اختصاصی کتابش، شماره تلفن گویا و شماره پیامک سعی کرده تا حد ممکن زمینه ی گسترده ای برای تعامل با مخاطب تدارک ببیند، البته مساله به امتیازدهی با پیامک ختم نمی شود، نویسنده چندین بار در کتاب خود از خوانندگان تقاضا کرده که تجربه های مشابه خود را برای چاپ در کتاب بعدی ارسال نمایند. انجام این امور کتاب را متمایز تر کرده و کاری می کند که مخاطبین، نویسنده کتاب را فردی نوآور و مبتکر به حساب بیاورند.

برند جی 5تاثیر متقابل برندها: مهدی مالکی نژاد در کتاب “مواظب پرتقال هایت باش” اشاره ای کوتاه به ارتباطش با برند جی ۵ نموده و از اعتبار این نام تجاری در راستای برندسازی شخصی بهره برداری کرده است، این کتاب برای کسی که از جی۵ استفاده کرده و آن را می شناسد بسیار پرارزش تر است، از طرفی این قدرت را دارد که بدون آنکه کوچکترین تعریفی از محصولات جی۵ کرده باشد، اعتماد افرادی که با جی۵ آشنایی ندارند را نیز به سمت این برند جلب نماید، به بیان دیگر در هنگام خرید کتاب، برند جی۵ به کمک برند شخصی نویسنده آمده و در تصمیم به خرید کتاب کمک می کند، اما پس از اتمام کتاب، این رابطه دو طرفه شده و نویسنده نیز به اعتبار برند جی۵ می افزاید.