۶ نکته در استفاده از نام موسس به عنوان نام برند

برند کبریت توکلی و انتخاب نام برند

 

برند کبریت توکلی و انتخاب نام برند

این مطلب را برای ماهنامه یادآفرین نوشته ام، یادآفرین، اولین ماهنامه تخصصی در زمینه برندسازی است:

در فرایند انتخاب نام برند، معمولا این سوال برای موسسین شرکت ها مطرح می شود: “آیا می توانم از نام خودم به عنوان نام برند استفاده کنم؟”

چنانچه این سوال ذهن شما را نیز مشغول کرده به ۶ نکته زیر دقت فرمایید:

۱) پاسخ این سوال پیش از هر چیز دیگری به ویژگی های “نام موسس “بستگی دارد. ویژگی هایی چون خوش تلفظ بودن، برداشت اولیه از نام، خاص بودن و … به عنوان مثال برخی فامیلی ها به یک منطقه خاص جغرافیایی اشاره دارد، مثل “نجف آبادی” برخی نیز به یک شغل خاص مربوط می شوند مثل “کشاورز”، چنین نام هایی ممکن است محدود کننده و یا منحرف کننده باشند و طبعا نمی توان آنها را برای هر نوع کسب و کاری برگزید. اما نامی چون “توکلی” نسبت به نام های مذکور بسیار قابل استفاده تر است.

۲)  نام موسس یک شرکت، به دو صورت می تواند به عنوان نام برند استفاده شود:

الف) استفاده از نام به صورت مستقیم و بدون تغییر؛ مثل برند بهروز که توسط بهروز فروتن پایه گذاری شده، فرش عظیم زاده و یا ژیلت

بهروز فروتن، نام برند فروتن به عنوان نام شرکت

ب) استفاده از نام بعد از اعمال تغییرات جزئی؛ به عنوان مثال Adi Dassler که با کمی تغییر در نامش، adidas را برگزید. (البته پیش از انتخاب نام آدیداس، نام “کارخانهٔ کفش برادران داسلر” برای محصولات این شرکت استفاده می شد. زمانی که برادر بزرگتر شرکت را ترک کرده و Puma را پایه گذاری کرد، برادر کوچکتر نام شرکت را به آدیداس تغییر داد.)

آدی داستلر، موسس برند آدیداس

استفاده از شیوه ی دوم شاید بتواند ویژگی های منفی نام موسس را برطرف کرده و آن را برای نام گذاری برند قابل استفاده تر نماید.

۳) در صورت استفاده از نام موسس برای برند، ممکن است فروش برند و واگذاری آن به اشخاص غیرفامیل کمی سخت گردد. آدیداس بعد از فوت موسس به پسرش واگذار شد و بعد از آن نیز به خانواده و … چقدر احتمال دارد که همین روال برای شرکت شما هم اتفاق بیافتد؟

۴)  برندهایی که از نام موسس برای نام گذاری استفاده کرده اند، عمدتا قدیمی بوده و این شیوه نیز تقریبا شیوه ای کهنه در نام گذاری برند است. به عنوان مثال کبریت توکلی در سال ۱۲۹۷ شمسی، خودروی فورد در سال ۱۹۰۳ میلادی و خودروی بنز در سال ۱۸۸۳ میلادی نام گذاری شده اند.

هنری فورد، انتخاب نام برند و شرکت

۵) استفاده از نام موسس، ممکن است در جذب کارکنان نخبه به شرکت شما نوعی دافعه ایجاد نماید چراکه احتمالا برخی احساس کنند که موفقیت های آنها در نهایت به نام شما تمام شده و آنها سهم چندانی در دیده شدن نخواهند داشت. در این صورت چنانچه کسب و کارتان مبتنی بر دانش و فناوری بوده و جذب نخبگان در موفقیتش بسیار کلیدی است، در این مورد باید احتیاط نمایید.

البته این موضوع به قدرت برند شخصی شما هم مربوط می شود، گاهی موسس و مدیر یک سازمان آنقدر محبوب می شوند که خیلی از نخبگان دوست دارند برایش کار کرده و از حضور در کنارش لذت ببرند، اما برای تحقق چنین شرایطی نیازی نیست که نام خودتان را روی شرکت بگذارید. استیو جابز هم از نام خودش برای برندش بهره نبرد اما چنین شرایطی را ایجاد کرد.

استیو جابز، خالق برند اپل، نام موسس برای نامگذاری برند تجاری

۶) گاهی ممکن است فردی که در برندسازی شخصی بسیار موفق بوده بخواهد از اعتبار نام خود استفاده کرده و محصولی را به فروش برساند. به عنوان مثال بازیگر معروفی که  از نام خود برای فروش عطر یا یک کالای زینتی استفاده می کند. وقتی قرار است جنیفر لوپز وارد تجارت شود، برند J.Lo که مخفف نامش است، انتخابی منطقی است، چراکه مهمترین شاخصه ی برند J.Lo ارتباطش با برند شخصی جنیفر لوپز است.

همه چیز بستگی به شرایط دارد و نمی توان یک پاسخ همیشه درست به سوال مذکور داد اما به طور کلی شاید بهتر باشد که نام موسس را در الویت های خود قرار ندهید و یا در صورت اصرار به استفاده از این شیوه نام گذاری، روش آدیداس را الگو قرار داده و از نام خود به صورت مستقیم استفاده نکنید تا نامی خاص تر و خوش تلفظ تر ساخته و دافعه کمتری برای جذب نیروهای نخبه ایجاد نمایید.

آیا پپسی با آب و شکر تلفن خواهد ساخت؟

برندسازی پپسی، برند پپسی و گوشی موبایل

روز گذشته، برند پپسی، اولین گوشی هوشمند خود را به نام Pepsi P1 و با قیمتی پایین معرفی نمود.

“پپسی کو”، شرکت تولید کننده نوشابه پپسی، اولین بار نیست که پا را از تمرکز بر نوشابه فراتر گذاشته است. به عنوان مثال چی توز، میریندا، آکوافینا، سون آپ و لیپتون نیز در لیست برندهای این شرکت قرار دارند. با این وجود به دو دلیل اقدام جدید “پپسی کو” با گذشته اش متفاوت محسوب می شود:

۱- “پپسی کو” در بازار “خوردنی ها” فعال بوده و البته سهم بسیار خوبی نیز در این بازار دارد ولی این بار صحبت از حضور در بازار فناوری است.

۲- این شرکت عموما محصولات جدید را با نامی تازه و مستقل به بازار معرفی می کند اما حالا می خواهد محصول متفاوتی چون موبایل را با همان نام پپسی به بازار ارائه دهد.

برندسازی جدید پپسی در حوزه فناوری و موبایل

به نظر می رسد پپسی بازار فناوری را، بازار حال حاضر و آینده می داند. اگر به رتبه بندی ارزشمندترین برندهای دنیا که هر ساله توسط اینتربرند انجام می شود دقت کرده باشید، میدانید که برندکوکاکولا، رقیب اصلی و همیشگی پپسی که ۱۳ سال رتبه ی اول اینتربرند بوده است از سال ۲۰۱۳ به بعد با حضور اپل در رتبه اول و گوگل در رتبه دوم به یک باره پادشاهی را از دست داده و سوم شده است.

از سوی دیگر در حالی که ارزش برند اپل در سال ۲۰۱۵، ۴۳ درصد و ارزش برند فیس بوک ۵۴ درصد رشد داشته است، کوکاکولا ۴ درصد رشد منفی و پپسی تنها ۳ درصد رشد مثبت را تجربه کرده اند. به جز اپل و گوگل، برندهای دیگر دنیای فناوری یعنی مایکروسافت، آی بی ام، سامسونگ، آمازون، اینتل، سیسکو، اوراکل، اچ پی و فیس بوک همگی از لحاظ ارزش برند در وضعیتی بهتر از پپسی با رتبه ۲۴ قرار دارند. شاید بتوان گفت پپسی در واکنش به این تغییرات حضور در بازار فناوری را به عنوان راه حلی برای بهتر دیده شدن انتخاب کرده است.

جالب است بدانید بازار نوشابه، زمانی آنقدر خوب دیده می شد که ریچارد برانسون، مدیر برند Virgin در اواسط دهه ۱۹۹۰ گفت: “من قصد دارم برند ویرجین را به اندازه ی کوکاکولا در سراسر دنیا شهره عام و خاص کنم.” مدتی بعد برند “ویرجین کولا” به بازار عرضه شد. می دانید داستان به کجا ختم شد؟ کوکاکولا و پپسی که همیشه با هم رقابت می کردند گویی این بار با هم متحد شده و با افزایش چشمگیر بودجه تبلیغاتی و ایجاد موانعی برای توزیع ویرجین کولا، ریچارد برانسون را به شدت از تصمیم خود پشیمان کردند. ویرجین کولا در کشور خودش یعنی انگلستان تنها ۳ درصد از سهم بازار را تصاحب کرد.

پپسی این داستان را فراموش نکرده، بازار موبایل پر از برندهای بزرگی است که علی رغم سابقه طولانی و تلاش پیوسته برای نوآوری توانایی رقابت را از دست داده اند. برندهایی مثل سونی، موتورولا و HTC. در چنین وضعیتی به نظر نمی رسد که برندی چون اپل، نیازی به برنامه ریزی برای بیرون راندن پپسی داشته باشد، البته مدیر عامل اسبق اپل، استیو جابز، یک بار توسط مدیر عامل اسبق پپسی بیرون رانده شده است.

استیو جابز و جان اسکالی

در سال ۱۹۸۳، استیو جابز به مدیرعامل وقت پپسی می گوید: «آیا می خواهی تا آخر عمرت آب شکر به مردم بفروشی یا می خواهی با من در تغییر دنیا همراه شوی؟» جابز، جان اسکالی را به عنوان مدیر عامل به اپل دعوت کرد اما دو سال بعد جان اسکالی، استیو جابز را از اپل بیرون راند. جان اسکالی در حال حاضر با برند Obi در بازار موبایل فعالیت می کند.

او شناخت خوبی به دنیای پررقابت موبایل داشته و می گوید: «افراد و برندهای بسیار کمی می توانند راه خود را در بازار آمریکا باز کرده و توجه ها را به خود جلب نمایند. در اینجا، برندهای بسیار با سابقه ای وجود دارند که شکست دادن آنها با یک نام تازه، به هیچ عنوان ساده نیست. «حس‌ ما می گفت که بهتر است از جایی شروع کنیم که احتمال موفق شدنمان بیشتر باشد.» مدیر اسبق پپسی کشور های نیجریه، ویتنام، ترکیه و پاکستان را برای عرضه ی تلفن های هوشمند Obi انتخاب کرده و برنامه ای برای ورود به بازار آمریکا ندارد. البته مدیر عامل فعلی پپسی هم فعلا می خواهد تلفنش را منحصرا در چین عرضه نماید.

زمان نشان خواهد داد که این اقدام پپسی صرفا یک عمل کوتاه مدت برای جلب نظر رسانه هاست یا آنکه پپسی برنامه ای بلندمدت و جدی برای حضور در بازار موبایل داشته و در حال بررسی بازخوردهای اولیه است.

 

نام عسکریه چه دردسری برای این موسسه ایجاد کرده است؟

انتخاب نام برند موسسه اعتباری عسکریه

انتخاب نام برند موسسه اعتباری عسکریه

موسسه اعتباری عسکریه در سال ۱۳۶۶ در شب ولادت امام حسن عسکری(ع) فعالیتش را آغاز کرده و حالا بعد از حدود ۳۰ سال در حالی که به بانک شدن می اندیشد در شرف تغییر نام برند قرار دارد.

حتما تبلیغات موسسه اعتباری عسکریه در راستای “جلب مشارکت مردم برای تغییر نام برند” را مشاهده کرده اید. مدتی پیش این موسسه از مردم خواسته بود تا نام مورد نظرشان را پیشنهاد دهند. در حال حاضر لیست بزرگی از نام های پیشنهادی مردم در اختیار موسسه عسکریه است که می بایست بهترینش را برگزیند. بنابراین ۱۰ نام را از میان لیست انتخاب کرده و از مردم خواسته تا آنها را بر اساس سلیقه شان رتبه بندی نمایند.

پیش از این نیز بانک ها و موسسه های اعتباری زیر اقدام به تغییر نام برند کرده بودند:

  • بانک تات -> بانک آینده
  • موسسه بنیاد -> بانک سینا
  • موسسه مهر بسیجیان -> بانک مهر اقتصاد

انتخاب نام برند جدید برای بانک عسکریه

چرا موسسه عسکریه مایل به تغییر نام برند است؟

    1. – نام برند در آنسوی مرزها: “از آنجا که عسکریه در لغت، معنای نظامی را تداعی می کند، در خارج از ایران تصور می رود که این موسسه وابسته به نهادهای نظامی ایران است و لذا مشکلاتی برای فعالیتش پیش می آید. یک بار هم فیلمی در آمریکا با موضوع تروریسم ساختند و در آن از این موسسه به عنوان بانک حامی فعالیت های تروریستی نام بردند و برای اثبات ادعای عجیب شان هم به نام آن استناد نمودند. جالب آن که سازندگان آمریکایی این فیلم، از حجه الاسلام جوادی، مدیر عامل عسکریه تحت عنوان “ژنرال جوادی” نام بردند!”منبع: پول نیوز
    2. – قانون جدید: “در شهریورماه ۹۱ بانک مرکزی، استفاده از نام مقدس ائمه(ع) برای نامگذاری موسسات مالی‌ ‌و‌ اعتباری‌ را ممنوع اعلام کرد.” منبع: تابناک

به نظر می رسد موسسه عسکریه با مشارکت دادن مردم برای تغییر نام برند، سه هدف را دنبال می کند:

  1. – انتخاب نامی که مورد پسند مردم است.
  2. – نمایش احترام به نظر مردم و به وجود آوردن این ذهنیت که بانک جدید ممکن است در آینده نیز از روش های مشابه برای تصمیم گیری ها استفاده نماید.
  3. – اطلاع رسانی وسیع در مورد تغییر نام برند موسسه و ایجاد آمادگی ذهنی در مردم برای تبدیل عسکریه از موسسه اعتباری به بانک

جلب مشارکت مردم در فرایند انتخاب نام برند چنانچه به درستی مدیریت شود کمک خوبی برای کارشناسان محسوب می شود. البته بهتر است به این موارد هم توجه شود:

  1. – توجه به نظرات مردم بدون در نظر گرفتن دانش برندسازی در اکثر موارد می تواند گمراه کننده باشد و هیچ گاه نباید بر اساس تعداد طرفداران یک نام، در مورد ارزشمندی اش قضاوت کرد.
  2. – مردم بیشتر نام های شناخته شده، ملموس و عمومی را پیشنهاد می دهند در حالی که در اکثر شرایط یک نام خاص تر برای برند مفید تر است.
  3. – مردم به طور معمول مسائل و مشکلات ناپیدای یک نام را ندیده و در ارزیابی مورد توجه قرار نمی دهند. به طور مثال مشکلی که نام “عسکریه” در آنسوی مرزها با آن مواجه شده به آسانی قابل تشخیص و پیشگیری نبوده و مساله ی ناپیدای این نام محسوب می شود.

به نظر شما مناسب ترین و نامناسب ترین نام از میان ۱۰ نام زیر، کدام ها هستند و آیا پیشنهاد بهتری برای موسسه عسکریه دارید؟ 

  1. مشرق
  2. ملل
  3. افق
  4. جم
  5. تعادل
  6. توس
  7. اتحاد
  8. نیکان
  9. کیان
  10. پردیس

پوسته سایت نامی نیک.کام، امروز صبح تغییر کرده است.


 

مطالب مرتبط از نامی نیک:

چرا ایرانسل، آی سیم را آفرید؟

برندسازی لوکس و آی سیم ایرانسل

حتما تا به حال نام آی سیم را شنیده اید؛ سیم کارتی با پیش شماره ی ۰۹۰۲ که به عنوان برندی جدید در زمستان سال ۹۲ معرفی شده است. برندی تحت برند ایرانسل که می خواهد به عنوان سیم کارتی با پرستیژ در کنار رقبای خود قرار بگیرد. به نظر می رسد ایرانسل در مسیر برندسازی برای آی سیم دارای نقاط قوت و ضعفی است که در ادامه به برخی از آنها خواهیم پرداخت: برندسازی لوکس و ایرانسل

نقطه ضعف: رقابت در میدان پر هزینه

سایت ایرانسل در معرفی آی سیم اینطور توضیح داده است: “سیم‌کارت دائمی آی‌سیم با پیش شماره خاص ۰۹۰۲ مختص مشترکینی است که به دنبال تفاوت و برتری هستند.” از نحوه معرفی آی سیم پیداست که قرار است به عنوان برندی لوکس و با پرستیژ در اذهان مردم جای گیرد. اما در حال حاضر کدام سیم کارت به عنوان سیم کارت با پرستیژ شناخته شده است؟ پاسخ روشن است، سیم کارت همراه اول. بنابراین ایرانسل با ارائه ی آی سیم در پی آن است که بر سر جایگاه پرستیژ با همراه اول وارد رقابت شود. تصمیم به رقابت در حوزه ی پرستیژ برای ایرانسل پرهزینه خواهد بود. آن هم در شرایطی که پرستیژ برای مهمترین رقیب ایرانسل، یعنی همراه اول، یک جایگاه حیاتی محسوب می گردد. بنابراین طبیعی است که همراه اول برای حفظ جایگاهش با تمام قوا وارد میدان رقابت شود. وارد شدن ایرانسل به این حوزه از رقابت، نتیجه ای جز هدر دادن بودجه ی بازاریابی ندارد. بهتر است برندها در حوزه هایی وارد رقابت شوند که بتوانند با صرف کمترین هزینه، به بیشترین میزان سود خالص دست یابند.

نقطه قوت: خلق برندی جدید

چرا ایرانسل مستقیما از نام شناخته شده ی خودش استفاده نکرده و نام جدید آی سیم را برای این رقابت تازه انتخاب نموده است؟ زمانی که ایرانسل متولد نشده بود، داشتن یک خط تلفن همراه، نشان از قدرت مالی صاحبش بود، تا جایی که وقتی میخواستند به قدرت مالی یک خواستگار اشاره کنند، داشتن موبایل را در کنار داشتن خانه و ماشین ذکر می کردند. اما با حضور ایرانسل، پرستیژ تلفن همراه زیر سوال رفت، درواقع ایرانسل پرستیژ شکن بود، حال چطور می تواند با پرستیژ باشد؟ مدیران برند ایرانسل به خوبی درک کردند که تغییر جایگاه برندشان بسیار پیچیده و پرهزینه است، بنابراین راه بهتر را انتخاب کرده و تصمیم به ایجاد برندی جدید گرفتند. البته برند آی سیم به طور کامل از برند ایرانسل مستقل نبوده و از آن اعتبار میگیرد. آی سیم در آیفون، برندسازی برای آی سیم

نقطه ی ضعف: نام گذاری مقلدانه

آی سیم برای آی فون. بسیاری از اشخاصی که آیفون دارند، مشتری بالقوه برندهای لوکس هستند. ظاهرا ایرانسل خواسته با تقلید روشن از شیوه نام گذاری برند اپل، نزدیکی بیشتری با برندهای لوکس پیدا نماید. تمایز، یکی از مهمترین معیارها در انتخاب نام برند است اما ایرانسل در انتخاب نام آی سیم نه تنها این معیار را در نظر نگرفته بلکه به صورت آگاهانه به جای تمایز، مسیر تشابه را پیموده است.

نقطه ضعف: عدم تناسب قیمت با ارزش

ایرانسل مانند بسیاری برندهای دیگر، نگاه ساده انگارانه ای در مورد نحوه ایجاد یک برند لوکس داشته و قیمت بالا را مهمترین عامل پرورش اینگونه برندها می داند. حال آنکه برندهای لوکس عمدتا نوآور، پیشقدم و بسیار با ارزش هستند و قیمت بالا صرفا یکی از مشخصه های آنهاست نه همه ی آن چیزی که دارند. البته قیمت آی سیم آنقدرها هم بالا نیست، ۱۲۰ هزار تومان برای یک کالای لوکس قیمت پایینی محسوب می شود با این وجود از دید بسیاری از مردم، این قیمت برای آی سیم بالاست، چراکه ایرانسل به نسبت افزایش قیمتی که برای این برند قائل شده، ارزش قابل توجهی به آن اضافه نکرده است. در شرایطی که آی سیم برتری خاصی نسبت به سیم کارت ایرانسل ندارد، شعاری چون “خطی نو در ارتباط” که توقع مشتری از محصول را افزایش می دهد، عامل دیگری برای عمق بخشیدن به این نقطه ی ضعف در مسیر برندسازی اش خواهد بود. به امید نامی نیک برای ایرانسل و همه برندهای ایرانی.

مطالعه فرمایید:

  1. همانطور که می دانید رنگ برند ایرانسل زرد است…
  2. ایرانسل نیز با نوآوری ها و قیمت پایین ترش در بازار شناخته شد…

نقش تمایز در انتخاب نام برند چیست؟

عدم تمایز نام برند اپل و نام برند بلک بری

شباهت نام برند اپل و نام برند بلک بری

نامی نیک این مطلب را برای روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است: تمایز از ذات برندسازی ریشه گرفته و قانونی استثناء ناپذیر در برندسازی است. هیچ برندی با تقلید از رقبا به موفقیت چشمگیر و پایدار نمی رسد؛ با این وجود برخی برندها آگاهانه و یا غیرآگاهانه مرتبا در حال شبیه شدن به رقبای قدرتمندشان هستند.

یکی از راه های مهم ایجاد تمایز با رقبا، انتخاب نامی متمایز است. اگر نام برند شما به اندازه ی کافی متمایز از نام برند رقبایتان نباشد، حداقل با یکی از مسائل زیر مواجه خواهید شد:

  1. از همان ابتدا متهم به تقلید از رقیب می شوید.
  2. به خوبی دیده نشده و در نفوذ به ذهن مخاطبان با مشکل مواجه خواهید شد.
  3. زمینه ساز سردرگمی مشتریان بالقوه و بالفعل می شوید، طوری که مرتبا شما را با رقبایتان اشتباه می گیرند، حتی ممکن است خبرهای مثبت و منفی برند شما در ذهن برخی افراد اشتباها به نام برند رقیب ثبت شود.

بنابراین نیکوست که این موضوع را جدی گرفته و به متمایز بودن نام در دو سطح مختلف توجه فرمایید:

سطح اول، تمایز نام از همه ی برندها: نامی که انتخاب می کنید، بهتر است از نام همه برندها متمایز باشد. البته با توجه به هزاران برندی که در اطراف ما وجود دارد، شاید چنین خواسته ای به طور کامل محقق نگردد؛ با این حال باید تلاش کنید که نام برند شما یادآور نام برند دیگری نباشد.

سطح دوم، تمایز نام از رقبا: نام برند الزاما می بایست از نام سایر برندهای همان طبقه بندی و به بیان دیگر از نام رقبا متمایز باشد. به عنوان مثال نام رایتل از سویی با نام های همراه اول، ایرانسل و تالیا متمایز است و از سوی دیگر از آنجاییکه رایتل ارائه دهنده اینترنت پرسرعت همراه می باشد، نامی متمایز از مبین نت نیز دارد. ایجاد تمایز در سطح دوم هم مهمتر است و هم آسان تر.

بانگ پاسارگاد و بانگ پارسیان

گاهی شباهت بین دو نام روشن است، به عنوان مثال آهنگ نام Nexus شبیه به نام Asus می باشد. شباهت پارسیان و پاسارگاد نیز روشن و البته موجب سردرگمی افراد است. اما بین Blackberry و Apple هیچ شباهت ظاهری دیده نمی شود با این وجود ممکن است برخی افراد Blackberry را متهم به تقلید از Apple نمایند چون هر دو از نام میوه استفاده کرده اند. گاهی نیز استفاده از پسوندها و پیشوندهای رایج در نام گذاری موجب شباهت بین دو نام می شود. در تمایز سطح اول، دور شدن از شباهت های ظاهری کفایت می کند اما در تمایز سطح دوم می بایست شباهت های پیدا و ناپیدای بین دو نام را در نظر گرفت.

توجه به اهمیت تمایز در انتخاب نام برند لازم است اما برای دستیابی به یک نام عالی کافی نیست. چرا که تمایز فقط یکی از معیارهای ارزیابی نام برند است و با توجه به اینکه تصمیم گیری در مورد نام برند، امری راهبردی بوده و اثراتی بلند مدت دارد می بایست با دیدی جامع از سایر معیارهای ارزیابی نام برند نیز بهره برداری کنیم.

لطفا در مورد دو سوال زیر بیاندیشید: 

  1. اگر در حال انتخاب نام برای برندی هستید که به لحاظ نوآور بودن در شاخه تخصصی خود هیچ رقیبی ندارد، عملا نیازی به ایجاد تمایز در سطح دوم نخواهید داشت. اما ممکن است رقبایی که در آینده متولد می شوند از نام برند شما تقلید کنند؛ در این صورت برای شما نیز مسائلی به وجود خواهد آمد. چطور می توانید رفتار رقبای فرضی ِ آینده را به درستی پیش بینی کرده و نامی انتخاب کنید که مشکلات ناشی از آن رفتارها را کاهش دهد؟
  2. آیا ایجاد تمایز بین نام دو برندی که متعلق به یک شرکت بوده و یا زیر مجموعه ی یک برند مادر هستند نیز ضرورت دارد؟

در انتخاب رنگ برند چقدر آزاد هستیم؟

گل رنگارنگ
گل رنگارنگ
بعد از انتشار “رنگ زرد متعلق به کدام برند است؟” یکی از عزیزان با ارسال نظری فرمودند: “با داشتن میلیون ها کد هگزادسیمال رنگ، طیف رنگ زرد زیادی موجود است و هر برند می تواند تا چند رنگ زرد را مورد استفاده قرار دهد. رنگ هایی که در ظاهر تفاوتی ندارند اما با بررسی کد رنگ، متوجه تفاوت اندک آنها خواهیم شد.” در ادامه این مساله را بررسی خواهیم کرد.
منظور از کد هگزادسیمال رنگ چیست؟

انتخاب کننده ی رنگ در فتوشاپ

کافی است نرم افزار فتوشاپ را باز کرده و برای انتخاب رنگ اقدام نمایید؛ همانطور که در تصویر بالا ملاحظه می فرمایید، بعد از انتخاب هر رنگ، یک کد خاص در پایین پنجره نمایش داده می شود که با آن می توانید رنگ مد نظرتان را به طور دقیق مورد استفاده قرار دهید. ممکن است یک طراح برای حفظ یکپارچگی رنگ ها در طرح های مختلفی که برای یک برند تهیه می کند، این کد رنگ را یادداشت نموده تا دفعات بعدی نیز دقیقا از همان رنگ بهره ببرد.

بنابراین ما تعداد زیادی کد هگزادسیمال رنگ زرد خواهیم داشت که ممکن است تفاوت بسیار اندکی با یکدیگر داشته باشند. به رنگ های مورد استفاده در سایت ایرانسل، سایت مدرسان شریف و تبلیغات اخیر سامسونگ دقت بفرمایید:

کد رنگ هگزادسیمال

آنچه بیان شد، نگاهی است که یک طراح به دنیای رنگ ها دارد؛ اما برای حرکت صحیح در مسیر برندسازی نیاز به کسب یک مهارت بسیار مهم و کلیدی داریم: “مهارت نگاه کردن از دید مشتری”. یک طراح می گوید مدرسان شریف از ffde00 استفاده کرده است اما یک مشتری می گوید: رنگ برند مدرسان شریف زرد است.

بنابراین وقتی می خواهیم رنگی برای برند خود انتخاب کنیم نه میلیون ها رنگ بلکه شاید کمتر از ۱۰ رنگ داشته باشیم. رنگ های باهویتی چون آبی، بنفش، قرمز، نارنجی، زرد، سبز، صورتی، سیاه و سفید که در میان ملت های مختلف دنیا شناخته شده و نامی مستقل برای خود دارند.

از نگاه مشتری رنگ زرد از رنگ نارنجی جداست، اما این دو رنگ به هم نزدیک هستند. همانطور که صورتی و بنفش به یکدیگر نزدیک می باشند. در بهترین حالت ممکن رنگی که برای برند خود انتخاب می کنیم باید دورترین رنگ از رنگ برند رقیب ما باشد. وقتی ایرانسل رنگ زرد را برگزید، استفاده ی همراه اول از رنگ نارنجی اشتباه است، همراه اول آبی را انتخاب کرد که به عنوان یک رنگ سرد به اندازه ی کافی از رنگ گرم زرد فاصله بگیرد. پس با در نظر گرفتن اهمیت تمایز در انتخاب رنگ، دامنه ی انتخاب ما باز هم محدود تر می شود.

در صورتی که دو یا چند برند در یک طبقه بندی همزمان از یک رنگ خاص به عنوان رنگ برند استفاده نمایند، در عمل این احتمال وجود دارد که آن رنگ تبدیل به رنگ آن طبقه بندی شود. به عنوان مثال اگر اکثر رستوران ها از رنگ قرمز بهره ببرند دیگر نمی توان گفت رنگ قرمز، رنگ یک رستوران خاص است، بلکه رنگ عمومی رستوران هاست. در بسیاری از موارد انتخاب رنگ عمومی یک طبقه بندی، نمایانگر ترس از متمایز شدن از دیگران بوده و بر خلاف مسیر صحیح برندسازی است.

مطالعه بفرمایید: