تاثیر تغییر شعار در مدیریت برند بانک ملی ایران

هر جا سخن از اعتماد است، نام بانک ملی ایران می درخشد.

شعار قدیمی بانک ملی بر اعتماد تاکید داشت، اما بعد از “فساد بزرگ مالی” اعتماد مردم به این بانک بسیار کمرنگ شد. تناقض آشکار بین شعار و عمل ِ بانک ملی، زمینه ساز ساخت لطیفه هایی در این مورد بود. این لطیفه ها به صورت دهان به دهان، پیامک(SMS) و پیام های اینترنتی در میان بسیاری از مردم ایران پخش شد تا بعد از شنیدن اخبار ناراحت کننده ی فساد مالی، کاری کنند که مردم چند ثانیه ای به این تلخی ها بخندند.

بانک ملی ایران نظاره گر واکنش های مردم بود اما به جای تلاش در راستای کاهش تناقض شعار و عملکردش، به تغییر شعار ۸۰ ساله اش اقدام کرد و گفت: “این بانک، ملی است” شاید عمده ترین برداشتی که این تغییر در اذهان مردم ایجاد کرد این بود که “بانک ملی پذیرفته است که دیگر یادآور اعتماد نیست.”

بانک ملی به بهانه ی شعار “این بانک ملی است” در زمینه سوابق درخشانش در گذشته شروع به اطلاع رسانی کرد اما این کار نیز تاثیر چندانی بر مردم نداشت؛ چراکه آنها کم و بیش از سابقه درخشان این بانک مطلع بودند اما اعتراض آنها از گذشته ی بانک ملی نبود، زمانی که “بانک ملی امروز” نمی تواند پاسخگوی توقعات مردم باشد، از دست “بانک ملی دیروز” چه کاری بر می آید؟ گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟

مدتی پیش شعار بانک ملی مجددا تغییر کرد، درواقع شعار قدیمی با یک تغییر برگشت: “هر جا سخن از اعتماد است، “باز هم” نام بانک ملی ایران می درخشد.” بانک ملی با افزودن “باز هم” به شعار قدیمی اش، بازگشت به آن را اعلام کرد، اما مردم طور دیگری از این عبارت استفاده می کنند: “بانک ملی باز هم شعارش را تغییر داد چون هیچ چیز آسان تر از تغییر یک جمله نیست.”

اگر یک برند در بین مردم به “اختلاس” شهرت یافت، آیا می تواند با شعار “من درست کار هستم!” از بدنامی فرار کند؟ مردم تا مدت ها حرف های برند را باور نخواهند کرد، پس مهم نیست که چه می گوید، مهم این است که چه می کند. پیشنهاد می شود بانک ملی ایران به جای تغییر پیاپی شعار، با عملکرد مثبت خویش ثابت کند که مسیر خود را تغییر داده است. تنها در این صورت است که اخبار مثبت جای اخبار منفی را خواهند گرفت و خاطرات منفی در ذهن مردم ضعیف خواهند شد.

به امید آنکه بانک ملی ایران گذشته ی نزدیک را جبران کرده و از گذشته ی دورش پیشی بگیرد.

از عزیزانی که در بازنشر این مطلب همکاری داشتند سپاسگزاری میکنم:
شارا

مطالعه بفرمایید:

  1. به نظر من اولین کاری که باید بانک ملی بکنه اینه که این رفتار بد کارمنداش رو درست کنه. بخدا آدم بعضی بانک ها میره طرف جلو پات بلند میشه. بانک ملی که می ری باید یه چیزی هم به کارمنده بدی تا فقط نگات کنه.
    من تا حالا چندین بار شخصا با این متصدی ها دعوام شده.

  2. خیلی ها می گن مشکل بانک ملی این هست که در این چند ساله مدیرعامل هایی که برای این بانک انتخاب شده از سایر بانک ها اومدن و در واقع هیچ وقت کارمند یا مدیر بانک ملی نبودن. به همین خاطر نمی تونن تصمیم های خوبی برای این بانک بگیرن.
    البته خیلی هم بی راه نیست چون تجربه نشون داده زمانی که مدیرعامل از خود بانک ملی بوده بانک پیشرفت خوبی داشته و حداقل کارمندها که خیلی راضی بودن.
    ممنون از نقد خوبتون. کاش که بانک ملی به دوران اوج خودش برگرده.

  3. حالا اونایی که تو بانک ملی کار میکنن به رئیس جونشون چی گزارش میدن؟
    از وقتی شعار رو تغییر دادید مردم اعتمادشون به بانک ملی دو چندان شده.
    از وقتی شعار رو مجددا تغییر دادید مردم اعتمادشون چهار چندان شده.
    شما کارتون درسته رئیس جان، ادامه بدین.
    خیلی از مشکلات سازمان های بزرگ به خاطر مشکل چاپلوسی اطرافیان مدیر هست که نمیزان واقعیت ها به مدیریت منعکس بشه.
    من از نزدیک شاهد این مشکل بودم.

  4. مقاله بیستی بود، ولی نظر من جالب تره:
    همراه اول در ابتدا: هیچکس تنها نیست.
    همراه اول بعد از اختلاس: این همراه، اول است.
    همراه اول بعد از پشیمانی: هیچکس هنوز تنها نیست.

  5. هرجا سخن از اعتماد است تورو خدا به ما اعتماد کنید
    ما توبه کردیم
    جون مادرمون دیگه اختلاس نمیکنیم
    قول میدیم :))