حتما دیدگاه های منتقدین رایتل را شنیده اید، کسانی که ارتباطات تصویری را زمینه ساز فساد می دانند، این انتقادات بحران پیچیده ای را برای رایتل به ارمغان آورده، بحرانی که می بایست با راهکارهای مدیریت برند آن را مدیریت نمود، در مطلب پیش رو به این سوال پاسخ داده ایم: رایتل چه باید بکند؟

بحران برندسازی رایتل

رایتل از قفس پریده است:

تا مدت ها صحبت از نسل سوم ارتباطات بود اما خبری از آن نبود، رایتل بسیار کند به بازار آمد و این کندی زمان خوبی بود برای کسانی که میخواستند در مورد ارتباطات تصویری رایتل اظهار نظر کنند اما بسیاری از منتقدان رایتل زمانی لب به سخن گشودند که رایتل کارش را آغاز کرده بود، چه احساسی پیدا می کنید وقتی به عنوان پایه گذار یک فناوری جدید، درست وقتی با حجم وسیع انتقادات و دلسوزی ها مواجه می شوید که پول و زمان زیادی را سرمایه گذاری کرده و حالا در انتظار برداشت های اولیه هستید؟ هکتارها گندم کاشته اید و همه از قبل می دانستند که میخواهید گندم بکارید و دقیقا زمانی که میخواهید گندم ها را بفروشید، می گویند فروش گندم جایز نیست، اصلا گندم با مزاج ایرانی ها جور در نمی آید.

بسیاری از منتقدان ارتباطات تصویری رایتل از عزیزترین عزیزان این کشورند اما کاش زمانی رایتل را می گرفتند که لاک پشت بود نه حالا که چون پرنده ای از قفس پریده است، در اینصورت نه سرمایه ها به هدر می رفت و نه نیازی به تیر و کمان بود.

نحوه برخورد با انتقادها:

در مورد ارتباطات تصویری دو نظر کلی وجود دارد:

برخی معتقدند که ارتباطات تصویری یک ضرورت نیست اما زمینه ساز فساد است.

در مقابل برخی نیز بر این باورند که به جای پاک کردن مساله، باید آن را حل کرد.

اینکه کدام نظر صحیح تر است ارتباطی به بحث ما ندارد و کارشناسان فرهنگی می بایست آن را بررسی نمایند، اما میخواهیم از نگاه مدیریت برند مساله را بررسی کنیم:

رسانه ای شدن انتقاد ممکن است برای هر برندی اتفاق بیافتد، بنابراین نحوه مواجهه با انتقاد یکی از مباحث مهم مدیریت برند محسوب می شود، برندهای بزرگی در دنیا به خاطر واکنش های نامناسب در مقابل انتقادها یا آبروی خود را برده اند و یا اینکه زمینه ساز سقوط خود شده اند.

انتقادات بر علیه برند رایتل

به نظر می رسد رایتل می تواند سه راهکار را در واکنش به انتقادات برگزیند:

راهکار اول: در مقابل منتقدین قرار بگیرد. به عنوان مثال منتقد الف می گوید: استفاده از ارتباطات تصویری از نگاه برخی مراجع محترم جایز نیست، رایتل پاسخ بدهد: برخی مراجع نیز استفاده از آن را جایز شمرده اند. یا منتقد ب می گوید: ارتباطات تصویری موجب افزایش روابط نامشروع جنسی است و رایتل در پاسخ نظرات استادی را منتشر نماید که معتقد است این نوع از ارتباطات ربطی به روابط نامشروع ندارد. به طور خلاصه هرچیزی که منتقدان مطرح می کنند، رایتل عکس آن را فورا در رسانه ها پخش نماید.

راهکار دوم: با منتقدین وارد مذاکره شود. به عنوان مثال اگر مرجع محترمی گفتند: ما نگران پیامدهای منفی رایتل هستیم، رایتل به دیدار ایشان شتافته و برای رفع نگرانی ها تلاش نماید، حتی پیشنهاداتی از ایشان را جهت کاهش آسیب ها اجرایی کند.

راهکار سوم: سکوت نماید. در شرایطی که ناچار به پاسخ دادن است، پاسخی نه چندان خوشایند به منتقد داده و در سایر موارد هیچ پاسخی نداده و خود را بی تفاوت نشان دهد.

انتخاب راهکار اول، موجب تضعیف رایتل و نارضایتی مردم از این برند خواهد شد، چراکه مردم از جر و بحث های طولانی و کشدار استقبال نخواهد کرد و پس از مدتی از دنبال کردن اخبار مرتبط با رایتل صرف نظر خواهند کرد.

انتخاب راهکار دوم، منطقی تر به نظر رسیده و احترام به منتقدین است، رایتل می بایست در صورت انتخاب این راهکار تغییراتی در جزئیات به وجود آورده و آنها را رسانه ای نماید اما از تغییراتی که هویت برند رایتل را خدشه دار می کنند پرهیز کند، مساله ی مهم دیگر آن است که در توجه به نظر منتقدین آنقدر زیاده روی نکند که مردم در مورد حریم خصوصی خود دچار شک و شبهه شوند.

انتخاب راهکار سوم نیز با وجود تمام خطراتی که دارد، قابل بررسی است، درواقع رایتل می تواند با انتخاب راهکار سوم، جایگاه جدیدی برای خود انتخاب کند، همراه اول به لحاظ پیشتاز بودن و قیمت بالاتری که داشت، به نسبت ایرانسل برای صاحب خط، پرستیژ بیشتری به ارمغان می آورد و ایرانسل نیز با نوآوری ها و قیمت پایین ترش در بازار شناخته شد، با اینحال هر دو رقیب رایتل بازاری وسیع داشته و مشتریانی از هر قشر جامعه را میزبانی می کنند، اما رایتل با انتخاب راهکار سوم درصد زیادی از مشتریان بالقوه خود را از دست داده و در مقابل جایگاه ویژه ای برای خود خواهد ساخت، چراکه میتواند نمایش دهنده ی طرز فکر صاحب خط شود، اگر رایتل به هر دلیلی نتواند از بدنامی رهایی یابد، چهره های مذهبی، سیاسی و مدیران اجرایی کشور و به تبع آن کارمندان دولت حاضر نخواهد شد خطر کرده و از رایتل استفاده کنند اما در عوض درصدی از مردم گرایش بیشتری به رایتل نشان خواهند داد.

در نهایت این احتمال نیز وجود دارد که رایتل با وجود انتخاب راهکار اول یا دوم، باز هم به نتایج راهکار سوم برسد، همه چیز به جزئیات مدیریت برند رایتل و البته واکنش های بیرونی بستگی خواهد داشت.

اگر مایل هستید می توانید با نگاهی به سایت سراب رایتل از دیدگاه منتقدین این برند آگاه شوید، اما خواهشمندم در نهایت به این سوال پاسخ دهید: اگر شما به جای رایتل بودید در مقابل منتقدین چه عکس العملی نشان می دادید؟

مطالعه بفرمایید:

  1. پیش بینی اینکه رایتل بشه نماد یک تفکر جالب بود، درواقع رایتل میشه نماد کسایی که خیلی به مذهب اهمیت نمیدن

  2. قضیه مذکور بسیار کیس إستادی جالبی برای یه مشکل خاص برندینگ است. برام جالبه که دوستان بجای پرداختن به هدف مقاله به حاشیه آن پرداختن. بحث در مورد حلال و حرام بودن یا بحث در مورد درست و غلط بودن قضیه اصلا مدنظر نیست! قضیه این است که الان این مشکل برای برندشما بوجود آمده، شما بودید چی کار میکردید!؟؟ ( یعنی ممکنه این مشکل برای یک شرکت کالباس سازی هم پیش بیاد که شایع بشه گوشت های آن فاسد است؛ چه باید کرد؟)

    در سایت نردبان سه راه حل بیان شده، که راه حل دوم را برتر دانسته. بین اون سه راه حل به نظرم راه حل دوم بسیار مفید است. اما به نظرم در کنارش باید راه حل های برندینگی دیگری را هم مدنظر گرفت.
    راه حلی مثل اینکه (اتفاقا خود رایتل هم خواسته یا ناخواسته انجام داده) برای مدتی بر روی این قابلیت خود فوکوس نکند. تا حساسیت ها کم شود. همانطور که در کمپینگ بی نهایت ، اصلا در مورد مکالمه تصویری حرفی نمی زند!
    اما راه حل دیگری که به نظر من میرسد، و باید بعد از یه مدت از راه حل فوق انجام شود، تمرکز بر استفاده مذهبی از مکالمه تصویری است. نشان دادن این موضوع که در مکان های زیارتی استفاده از مکالمه تصوُیری چقدر دلنشین است و یا حتی کمپینگ تبلیغاتی برای آن که استفاده از رایتل در مکان های زِیارتی تا فلان درصد تخفیف دارد.

    ببخشید طولانی شد

  3. ایرانی هارو نمیشناسی مهدی
    عقب موندگی شونو به حساب دین نذارن دیگه چه بهانه ای پیدا کنن ؟
    هر روز دارن به ما ها یاد میدن که مسلمونا چطوری باید سر هم دیگرو کلاه بذارن
    به جای اینکه راه حل پیدا کنن که به مردم درست استفاده کردن رو یاد بدن دنبال یه راه واسه پر کردن جیب خودشون با استفاده از دین هستن
    واقعا متاسفم که دارم بین یکسری آدم عقب مونده زندگی میکنم . . .

  4. یک سوال!
    آیا اینکه تصور کنیم روزی بدون گوگل و فیس بوک میشه برندسازی اینترنتی کرد، تصور عاقلانه ای هست؟
    آیا برندسازی اینترنتی چیزی جز سئو و شبکه های اجتماعی هم هست؟
    لطفا سریع تر پاسخ بدید.

  5. رایتل میتواند در برابر انتشار عکس دست خط فتوای مراجع در مورد رایتل، عکس فتوای همان مراجع برای خرید لُپ لُپ را منتشر کند!!!!!!!!!!!!!!!

  6. این پدیده هم مثل ویدئو اینترنت بلوتوث اول با مخافت و شاید سد قانونی روبرو میشه ولی کم کم درست میشه

  7. تکنولوژی و خصوصا فن آوری های بی سیم مثل ابری هست که خواه یا ناخواه از مرزها عبور میکنه و کسی نمیتونه جلوی اون رو بگیره.مخالفینی هم که حق وتو!!دارن با این جور حرفها فقط بیشتر و بیشتر افکار پلید و دل سیاه خودشون رو به رخ جامعه ای که تشنه تبادل اطلاعات هست میکشن.

  8. آقا مهدی (جسارتا) با این حرفای خنده دارت خودتو بیشتر ضایع نکن.اینجا داره بحث علمی میشه بعد تومیایی برا دلقک بازی؟!!!آقا حمید و امثال ایشون وقت نمیذارن برا تنظیم این مطالب تا جنابعالی این حرفا رو بزنی و دیگران رو مسخره کنی!…خب حتما اونام مث من و تو که یه سری دلایلی داریم، یه سری دلایلی دارن…
    باید نشست و دیدگاهها رو بررسی کرد.
    واینکه میگی فلان و بهمان موجب عقب موندگی ایران شده باید برات بگم که تا زمانی که اخلاق مردم ایران(وهر کشوری) ولو یک نفرشون دلقک بازی و هوچی گری باشه هیچ پیشرفتی نخواهد بود و نه اونی که جنابعالی میفرمایی.